الهی !صبرم را زیاده گردان .......
اونقدر دلتنگ شدم ، نمیدونم چرا اینقدر دل آدم رو اذیت میکنه؟؟؟؟![]()
این دل اونقدر انقلاب داره که آدم رو بیچاره میکنه.............
وقتی دلبسته یه چیز باشی دوست نداری زیاد ازش دور باشی![]()
دله هر کسی یه بهونه ایی میگیره ..........
اونایی که دلشون امام رضایی می دونن این دل چه بهونه هایی میگیره.....
همیشه دلتنگش هستی...![]()
دلتنــــگه حـــــرم......،
دلتــــنگه گنبـــد........،
دلتنــگه سقــا خونه......
.......دلتنگه.......
دستهای مهربون
نگاه مهربون
اما بعضی موقع ها این دلتنگی اون قدر زیاد میشه که دوست داری همون لحظه توی حرم باشی...و باآقات درد و دل کنی...
ولی بـــــــایـــــــد
یه گوشه بشینی و زانو هات رو بغل بگیری و زل بزنی به عکس گنبد و.....
حســــــــــــرت بخــــــــــوری![]()
وقتی دلت بهونه میگیره دلت می خواد بترکه ، یه چیزی توی گلوته
که داره خفت می کنه ، چشات می سوزه ، بینیت تیر میکشه ،
بعد یواش یواش اشکات میاد بیرون......
تازه اون موقع خجالت میکشی به آقا چی بگی
سرت رو پایین میندازی و ......
خجالت می کشی............![]()
خجالت میکشی بهش بگی که نفس داره پدرت رو در میاره
خجالت میکشی بهش بگی هنوز آدم نشدی
خجالت میکشی بهش بگی بازم بیو فایی کردی و...
عهد و پیمان رو شکستی
خجالت میکشی بهش بگی همیشه بازمونده جامونده هستی
نمیتونی.......
بهش بگی بخـــــــــــدا دلتنگشی
که بهت بگه
بازم اومدی؟؟؟؟؟
تو هم سرت رو بندازی پایین و فقط بگی شرمنده ام......
اونم تو چشات همه ی حرفاتو بخونه
بعد از چند لحظه احساس کنی داره بهت لبخند میزنه...![]()
احساس میکنی که سبک شدی
دیگه هیچ غمی توی دلت نیست
دیگه می تونی اوج بگیری تا آسمون خدا
آخخخخخخخخ که حسرته حرم رو میخورم
حسرته لحظه هایی رو که قدر ندونستم
آه ه ه ه ه ه..............
خوش بحال مشهدیا ، هر وقت دلشون میگیره میرن توی حرم آقا
درد و دل میکنن ....... عقده ی دل وا میکنن..... راحت میشن
ولی امـــــــــام رضـــــــــــــا........آقـــــــــــــا
ما هیجارو نداریم......![]()
باز این دلم هوای میخانه کرده ساقی
یــــــــاد حرم دلم را دیوانه کرده ساقی
فعلا تا بعد......![]()
التماس دعا......![]()
الهی ! يک عمــر امروز را به فردا بردم ،توفيــقـم ده که حال فردا را به امروز آورم.
باز در سوز و گــدازم ز تف دل چه کنم
کار مشکل شده مشکل شده مشکل چه کنم
دفتر عمـــــرگشودم که چـــه بگذشت زعمــــر
هیــچ نگذشت مگر عاطــل و باطل چه کـنــــم
نقد عمـــــــر بشــد انـــــدر ره تدویـــر و مدیــــر
در ره جو زهـــــر ومایــــل و حامــــل چه کــنــم
توبه کــــردم به جز رندی و مســــتی نکنــــــم
بـــار توبه نرسیده است به منزل چه کنـــــــم
غافل از قافله بودم به سحر گاه سفر
راه دور است و کتلهـــــا به مقــــابل چه کنــــم
من که بال و پر پرواز به عالینم نیست
انـــــــدر این لای و گــــــــل منزل چـــه کنــــــم
پیشانی صدق و اخلاص در دیدگاه دولت بگذار و از صمیم قلب بگو : ((آمــــــدم)).....![]()
اگر گفتند:اینجا چرا آمدی ؟ بگو به کجا بروم ، به کدام در رو کنم
که :
این ره است و دگر دوم ره نیست
این دراست و دگر دوم در نیسـت
اگر گفتند:به اذن چه کسی آمدی؟ بگو :
بر ضیافتخانه فیــــض نوالت منــــع نیست
در گشاده است وصلا درداده خوان انداخته
اگر گفتند:تا به حال کجا بودی ؟ بگو : ره گــــــــم کرده بودم.
اگر گفتند:چه چیزی آوردی؟بگو
اولاً:((دل شکسته))
که از شما نقل شده است:
در کوی ما شکسته دلی می خرید و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
و ثانیــــــــــــــــاً:
من گدایم چــه توانم بــرم در برشاه بخششم از درگه سلطان من است
اگر گفتند: بیرونش کنید.
بگو:
نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر
برون کنید از این در،در آیم از در دیگر
اگر گفتند:این جرات را از کجا آموختی؟بگو:از حلـــــم شما.
اگر گفتند:قابلیت استفاضه نداری. بگو :قابلیت را هم افاضه می فرمایید.
باز اگر از تو اعتراض کردند. بگو:
به والله ، به با لله ، به تا لله به حق آیه ی نصر و من الله
که مو از دامنت دست بر نگیرم اگر کشته شوم الحکــــم لله
اگر گفتند:مذنبی .بگو:اولاً: شنیدم شما غفارید.ثانیاً :من ملک نیستم،آدام زاده ام .
وثالـــثــــاً :
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو
آنکس که گنه نکرده و زیست بگـــو
من بد کنم و تو بد مکافات دهـــی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
اگر گفتند :چه می خواهی؟ بگو :
جزء تو ما را هوای دیگر نیست
جزء لقــــــای تو در سر نیست
فعلا تا بعد![]()
التماس دعا![]()
الهی!خوشا آنکه بر عهدش استوار است.
نام شیرین توهرگمشده را درمان باد
دل دردمند عاشق زمحبت تو خون شد
نه کشی به تیغ هجرت نه به وصل می رسانی
((سال هاست که بر من بینوا صبحی گذشت و شامی،از
کوی آن دلبر باوفانه قاصدی نه سلامی!نه نامه ای نه
نه پیامی!ندانم به این قالب بی روح صبرایوب داده شده
یا عمر نوح وعده شده!به بیداری انتظار می کشم خبری
نمی شنوم. می خوابم اثری نمی بینم،هر طرف می روم به جایی
نمی رسم، از هر که می پرسم نشانی نمی یابم. ازآن طرف هم
آتش نمرودی هجران آناً فاناً درازدیاد، چه کنم؟))![]()
در چه حالی هستید، حاضرید؟ یا غائب؟![]()
نمی دونم چه بنویسم که از نوشتن هم .....................
****دعا کنید*******
خودم را به دست دل می دهم تا ببینم چی می شه!!!!!!!![]()
دهه ی آخر صفر هم گذشت..........
آیا کاری کردیم یاااااااااااااااااااا هنوز نشستیم؟؟؟؟؟؟![]()
ان شاءالله که مزد این دو ماه محرم وصفر خوشنودی آقامون باشه و ماندگاری ما وبد ست آوردن معرفت.
بچه ها از سفر معنوی و پر رمزو راز خود(مشهد)برگشتند،![]()
خدا کند که در مشهد دل ماندگار بشیم ،رضایی مشرب بمانیم،هزار و یک بار دعا می کنم.
خدایا پیشانی صدق بر زمین می گذارم و می گم که ((به حقیقت آمدم که بمانم)).
یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک....یا الرحم الراحمین.
اگه که میبینید که این چیزهایی که مینویسم جملات و کلمات پراکنده و بی سرو سامونی به خاطر![]()
![]()
بی سرو سامونی و بیقرار بودنه دله...![]()
![]()
![]()
فعلا تا بعد![]()
التماس دعا

