الهی! فهمیدم تو باید راضی باشی نه من...
دین اسلام منو راضی نمیکرد....![]()
اون سوالایی هم که توی ذهنم بود دنبالشون رفتم تا به جواب برسم ولی هر بار ... فایده ایی نداشت
تصمیم گرفتم برم درباره ادیان دیگه تحقیق کنم تا بدونم اونا چی میگن....
شاید از طریق اونا یه چیزی بفهمم.......
ôôôôô
توی خونه جوری رفتار میکردم که کسی متوجه نشه![]()
اسمم رو هم تغییر دادم
.....قبلا اسمم سیما بو د حالا....(اینو دیگه نگفت)
مراسما رو میرفتم خونه دوستان جدیدی که پیدا کرده بودم .....یه روز که رفته بودم کلیسا برادرم رو اونجا دیدم خیلی تعجب کردم خودمو قایم کردم که منو نبینه
تو فکر بودم که اون اینجا چیکار میکنه ؟؟؟نکنه خونواده متوجه شدن...؟؟
بعد از مراسم منو دید فهمیدم اونم مسیحی شده...حالا دیگه برای هردومون بهتر شده بود
خیلی خوشحال بودیم....![]()
ôôôô
پدر رو مادرم شک کرده بودن....روزی نبود که گیرای بیخود ندن.....
مثلا وقت اذون بابام میگفت بچه پاشو مگه نمیخوای نماز بخونی؟؟؟!!!!
مگه امسال محرم مجلس نمیری؟؟؟؟!!!!چرا امسال مشکی تنت نمی کنی؟؟؟!!
ماه رمضون.... بچه پاشو سحری بخور؟؟؟؟!!!!شبای قدره چرا با ما نمیای مسجد؟؟؟!!!
ôôôô
یه روز که اومدم خونه دیدم اتاقم بهم ریخته ....انجیل مقدس تیکه تیکه وسط اتاق
دیگه زدم به سیم آخر بهشون گفتم که دینمو عوض کردم...
حتی گفتم که برادرم هم همین کارو کرده....
بعد هم برادرم با کمک دوستان مسیحی مون یه خونه جدا گرفت و الا ن دیگه داریم جدا زندگی می کنیم
ôôô
بعد از این که حرفاش تموم شد گفت توی این فکر نباش که بخوای منو عوض کنی
من راه خودمو انتخاب کردم.....مسحیت دین محبته
حتی ندیدم که مسلمونا به هم این جوری محبت کنن....
همون لحظه یاد این حدیث افتادم که توی دین اسلام لبخند زدن به برادر مسلمان عبادت محسوب میشه
چه جوری توجیح شده بود نمیدونم؟؟؟؟![]()
òòòò
به این فکر کردم چه جوری میتونه دوم بیاره
آدم از موقعی که یادش میاد با محرم آشنا بوده ....
با حرم انس گرفته....چه طوری میتونه این چیزا رو یادش بره
چـــــــه طـــــــــوری؟؟؟
![]()
![]()
الهی!زندگی مانند پلی باریک و لرزان و رد شدن از آن مانند شب طوفانی است
خودت نور به چشم ده و دلم را روشن گردان...
طوری وایسادم که منو نبینه .....یعنی خودشه؟؟؟![]()
باورم نمیشه که اون باشه ....
خودش گفته بود که میخواد بره....اگه خودش باشه چقدر تغییر کرده
تو همین فکرا بودم که یکی صدام کرد....برگشتم خودش بود ....گفت منو یادت میاد ؟؟؟
چیزی نگفتم ....گفت:ای بابا منم سحر...سحرشبا...
هنوز بهت زده بودم، باورم نمیشد
....چقدر بزرگ شده بود ،چقدر عوض شده بود
جواب سلامشو دادم ....بغلم کرد![]()
و گفت:باور میکنی چقدر دوست داشتم ببینمت...صورتمو بوسید
و بعد هم دستشو کشید روی صورتم گفت ببخشید رنگی شدی
....
همین طور که داشت تند تند حرف میزد به زخمی
که توی صورتش بود نگاه کردم متوجه شد
دستشو گذاشت روش و گفت:این یکی دیگه شاهکار داداش بزرگمه...![]()
حیف صورت به اون قشنگی...![]()
یادم اومد دبیرستان که بودیم خبرش پیچید که رگشو با تیغ زده و مادرش با بدبختی زود رسونده بودش بیمارستان....
بعد هم برادرش حسابی کتکش زده بود ....![]()
تو همون فرصت کم همه چیزو تعریف کرد ....گفت باباش فوت کرده ....![]()
داداش کوچیکش زن گرفته
....گفت که رشته ریاضی محض هم قبول شده ولی نرفته
بهش گفتم از خودت بگو ....گفت: حدود یک سال ازدواج کردم که طرف متعاد از آب درومده
یه چند ماهی هم هست که طلاق گرفتم....![]()
![]()
باورم نمیشد همسن منه و یه ازدواج ناموفق هم داشته...![]()
خیلی دوست داشتم بیشتر باهاش صحبت کنم ولی نشد .....![]()
ôôôôô
وقتی که ازش دور شدم تفاوت دنیای خودمو و دنیای سحرحس کردم
که دغدغه من توی زندگی چیه و دغدغه اون چیه ....![]()
اون شب روزش اینه که نقشه فرار از خونو رو بکشه و به قول خودش یه جوری خودشو از
جهنمی که توش هست خلاص کنه ولی من.......![]()
همین....
التماس دعا
الهی!یا طهر یا طاهر یا طهور....
این روزا هوا سرد شده و آدم دلش نمیخواد از خونه بیرون بیاد
دلت میخواد تو خونه بمونی یه استکان چای داغ بذاری کنارت و کتاب مورد علاقتو بخونی![]()
ولی چیکار میشه کرد که نمیشه باید مثه یه شاگرد خوب بری سر کلاس بشینی ![]()
اینجوری هم حال و هوای خودشو داره خصوصا وقتی پیاده بری .....
ولی آدم باید حواسش باشه که توی این حال و هوا بلایی سرش نیاد مثه من ![]()
چند روز پیش که داشتم میرفتم حوزه وقتی از پیاده رو که اومدم اینطرف تا خیابونو رد کنم دیدم یه ماشین دستشو گذاشته روی بوق
و بر نمیداره تا برگشتم ببینم چه خبره
خیس خیس شدم ![]()
ماشین شهرداری به نحو احسن کارشو انجام داد
با آبپاشی خیابون منو هم به فیض رسوند![]()
منم فقط بهت زده رفتنشو نظاره گرشدم.....![]()
![]()
حالا حسابش کنین هوا سرد خیس هم شدی![]()
به هرحال گذشت.......![]()
ôôôôô
میلاد کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیها السلام رو به همه تیریک میگم
خصوصا به دخترا که این روز به نامشون نام گذاری کردند
انشاءالله پیرو راستین این بزرگواران باشیم
التماس دعا


